تبليغاتX
.:: اشینم ::. - نوشته های یک کودک نفهم-2

.:: اشینم ::.


----------------------------------------------------------------------

نام و نام خانوادگی: کاظم ترک زاده تبريزی             کلاس : دبستان

----------------------------------------------------------------------

موضوع انشاء : از شعر زير چه مفهومي را برداشت ميکنيد ؟

از اون بالا کفتر ميايه         يک دانه دختر ميايه !

سيا کجک جان جان ، تو منو ديوانه کردي !

 

مـــدادم را در قــــلب سفيد کاغذ فــــشار می دهـــــم تا انشاء ام آغاز شود .

اين شعر خيلي با مفهوم ميباشد و من از اين شعر خيلي برداشت ميکنم !

ما هميشه از داخل تلويزيون نگا ميکنيم و پدر من خيلي توی کف اين دختر

افغانيه ميباشد و مادرم غيرتي ميشود  و به همين دليل پدرم هر شـــــــب

شام نخورده ميباشد . مادرم وقتي که خيلي قاطي مي باشد در غذاي پدرم

مرگ موش ميريزد ولی پدرم خيلی قوی است و هنوز زنده ميباشد .

ما اين شعر را در ماشين گوش ميدهيم و پدرم جو زده ميباشد و ما خــــيلي

ته چرخ ميکنيم .

پدرم اين شعر را براي مادرم ميخواد و به او ميگويد :

" اي دخــتر افغاني              من يه ایراني هستم "

ولي مادرم خيلي شاکي ميباشد و با لقد به اونجاي پدرم مي کوبد .

ما خيلي به مهماني ميرويم و يکبار پدرم در يک مهماني با اين آهنگ در حال

انجام حرکات موزون بود که ما را گرفتن و تا صبح در بازداشت بوديم و خـــيلي

خوش گذشت .

پدر من هميشه توي حمام اين آهنگ را ميخواند و خيلي صداي پدرم تخمي

ميباشد و مادرم آبگرمکن را خاموش ميکند و پدرم هميشه بـــــــــعد از حمام

به صورت قنديل ميباشد .

پدر من هر شب به برنامه عسل جون زنگ ميزند و خيلي آهنگ در خواست

ميکند ولي همه دارند دنبال گيتار اون آقاي تو دماغي ميگردند و کسي پدرم

را به پشم های زير بغلش هم به حساب نمي آورد!

من و پدر و مادرم به شعر و ادبيات خيلی دوست داريم و من از اين شعر خيلی

برداشت کردم و اين بود انشاء من ....

 

نکته مهم:خیلی جالب بود که همه از اون مطلب خوششون اومد و گفتن بازم از این دست مطالب بذار.اتفاقا یکی دیگه هم نوشته بودم(البته به سفارش یکینوشته بودم)ولی چون مشکل داره(بقول یکی از بچه ها سانسور نشدس)و نمیشه سانسورش کرد .پس اصرار نکنین.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 9:32 توسط اردشیر |



 



Design by : Night Skin